شبهاي هجر را گذرانديم و زنده ايم

ما را به سخت جاني خود اين گمان نبود

من کيستم از خويش به تنگ آمده اي

ديوانه  با خرد به جنگ آمده اي

دوشينه به کوي يار از رشکم کشت

ناليدن پاي دل به سنگ آمده اي

"شکيبي اصفهاني"